محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

309

تحفه خانى ( فارسى )

است و تشهير وابسته باعمال ايشانست و درين اعمال حذر از جهال كحالين بايد كرد زيرا كه چشم عضو شريف لطيف است و باندك اذيت و آسيب معيوب مىشود و از علاج ناحج درين مقام آنست كه ارضيه كه كرمى است و كرمى از حشرات او را و از سم جز و نوشادر سوخته اجزا برابر به سركه خمير كرده بعد از كندن موى و از آن موضع طلا كرد و اگر موى منقلب بسيار باشد احتياج بتشمير است و مراد بتشمير آنست كه پاره از پلك چشم كه محل موى منقلب است بمقراض مىزند كه اين موى درو مىرويد باطل شود اما درين عمل هيئت چشم و حواشى او كريه مىشود و بدنماست اما چشم از اذيّت تمام خلاص مىشود بعد ازين به اين ادويه اكتحال بايد كرد كه نفع عجيب دارد صدف سوخته و مصطگى و قطران از هريك اجزاء برابر كوفته و پيخته و يا زاج اندكى آميخته و ديگر صلايه كرده در چشم بايد كشيد اما بهتر همان تشمير است اگر صاحبش راضى شود زيرا كه بعد از تشمير هر دو جفن با يكديگر نمىچسپد و بدنماست چنان كه مذكور شد و الّا تا زمان حيات صبر بر اذيت اين علت بايد كرد . [ 124 ] مقاله در بيان انتشار و ريختن اشفار كه مراد مژگان است و سبب درين علت رطوبت حادّه است كه در اصول مژگان حاصل مىشود و غذاى او مختلط به اين رطوبت حادّه مىگردد و اين رطوبت از مثل خلط صفرا يا سوداست و علامت او حمرت و صلابت در اجفان است و ريختن موى مژگان و بقيهء اعضا بواسطهء مقاسات و معارضات امراض حاده مىباشد همچنانكه ناقهان را حادث مىشود و علاج درين مقام تنقيه سر و دماغ است از